یک روز جمعه
روز جمعه برای ماهیگیری به سدسلمان رفتیم ما با دخترخاله ام سارا پسرش ارتین و شوهرش بودیم به ما خوش گذشت ولی هر کاری می کردیم نمی توانستیم حتی یک ماهی هم بگیریم با ذوق و استعداد من توانستیم چوب بگیریم البته طرف های غروب یک ماهی گرفتیم ...
نویسنده :
نیکا
15:29

